صائن الدين على بن تركه

163

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

در حوزهء تصرّف و امكان اقتدار تو آوردم ؛ بگير اين مشرب بحر احاطت ختمى را كه به حكم قهرمان وقت ، مورد و مخاض حقيقت من گشته ؛ و اساطين اولياى گذشته و ساير كمّل ماضيه ، پاى جسارت در آن نتوانستند نهاد ؛ بلكه به قدم ادب بر مواقف تعظيم و احترام استاده ، از ساحل مقاصد آن تجاور ننمودند . « 1 » خط مشكين يار اى گل نه سهلست * ورق كآنجا رسى زنهار بشكن [ 288 ] و نهى لا « 2 » تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ اشارتى است به منع آن كسانى كه دست طمع بر ادراك آن امنيّت يازيده بودند و پاى اميد را بر ساحت آن منصب شريف و صدر منيف دراز كرده . چه ، مراد به « يتيم » آن است كه نسبت تقدّم غيرى - كه مثبت حكم ابوّت است - از او منتفى باشد . « 3 » نهادم پاى در « 4 » عشقى كه بر عشّاق سر باشم * منم فرزند عشق اى جان ولى پيش از پدر باشم اگر چه روغن بادام از بادام مىزايد * همىگويد كه جان داند كه من پيش از شجر باشم [ 289 ] از درر حقايق اين بحر و جواهر اذواق آن ، كسى درنيافت چيزى ، غير از من ، مگر جوانمردى كه به حكم « النّبوّة و الولاية توأمان » هميشه قدم بر قدم ، هم‌عنان من بوده و هست در قبض اخفاى حقايق و بسط اظهار آن . « 5 » عاشق و معشوق داند « 6 » سرّ عشق * زين ميان نظّارگى آگاه نيست * * * [ 290 ] فلا تعش عن آثار سيري ، و اخش غي * ن إيثار غيري و اغش عين طريقتي [ 291 ] فؤادي ولاها ، صاح صاحي الفؤاد في * ولاية أمري ، داخل تحت إمرتي [ 292 ] و ملك معالي العشق ملكي ، و جندي ال * معاني ، و كلّ العاشقين رعيّتي پس تو خود را از آثار سير و مواطى اقدام هدايت آثار من كور مساز ؛ و بترس از حجاب اختيار غير ، و تتبّع آثار جزئيّت شعار او ؛ و درآ در عين طريقهء من . « 7 »

--> ( 1 ) . تب فر : + بيت . ( 2 ) . ال نا : ولا . ( 3 ) . تب فر : + بيت . ( 4 ) . ال تب : بر . ( 5 ) . تب : + بيت . ( 6 ) . تب : دانند . ( 7 ) . تب فر : + بيت .